مؤلف مجهول

235

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

تعالى « 1 » را « 2 » به صيقل ولايت و كرامت چنان روشن ساخت كه هريك محل مشاهدهء امور عالم غيب شد . عادت آن قدس سره العزيز آن بود كه هركه پيش وى از براى قبول ارادت آمدى ، اول به علم ظاهر امر مىكرد « 3 » و تعليم مىفرمود ، و مدتى برين مىداشت و بعد از آن دست او را مىگرفت ، زيراكه جهل آدمى را به مرتبهء انكار آورد ، و علم به مرتبهء اقرار و يقين برساند . روزى نشسته بود كه درويشى از درويشان گستاخى كرد كه : اى بزرگوار ! بناى عمر « 4 » و بقايش بس « 5 » كوتاه ! آيا عمر به اين كوتاهى « 6 » وفا كند يا نى ؟ به اينكه اول علم ظاهر كسب كند آنگاه به علم باطن شغل ورزد ؟ اين تكليف چگونه بود ؟ بزرگوار در برابر گفت : اى درويش ! بىعلم ظاهر « 7 » ره به جايى نبرى ، و هيچ‌كس نبرده است و نتواند بردن ، و به منزل نرسيده است و نرسد ، و تو نيز نرسى ، و مبتلاى جن و شيطان گردى ، زيراكه صوفيان نادان قطاع طريق‌اند و عوام ايشان دزدان دين ، چنان كه فرموده‌اند : جهال الصوفية قطاع الطريقة و عوامهم لصوص الدّين 58 . پس لا بد باشد از آن مقدارى علم ظاهر ، كه آدمى به آن ره شناسد و از دشمنان حذر كند . اگر درين ميان نتواند به دولت ارادت مشرف شدن ، بارى در آن مشغولى رود . اين « 8 » نيز دولت عظيم است . بدانكه بزرگوار درين مقام از درويشى نقل كرد كه : مردى عامى به شيخى انابت كرد و مريد گشت . مدتى رياضت كشيد و به مرتبهء كشف جن رسيد ، و كشف جن او را حاصل شد . آن عامى به اين كشف خود مغرور شد و فريفته گشت ، و ندانست كه جن بر وى غلبه كرده « 9 » و به مشاهدات جن آواره شد . و به خود هميشه مىگفت كه : اى فلانى ! همين خواهد بود كمال مقامات درويشى كه ميسر شده است كه هرچه خواهم بالفور بلا تأخير و توقف به حصول مىپيوندد و هرچه طلبم ميسر مىگردد . و بهشت اولياء الله در آخرت خواهد بود ، مرا در دنيا حاصل شده است . و حوران بهشتى كه در دار السرور موجودند مرا در دار الغرور هم‌آغوشند . و الا اين‌چنين باغات معموره و عمارات مزينه كه مرا حاصل است ، غير اينكه بهشت است چه احتمال دارد ؟ چون بر من كشف بهشت و حوران بهشتى ميسر شده است ، من بعد چرا بايد كه به پير مقيد باشم ؟ به از آن نيست كه گوشه‌گيرم و جماعتى را مريد سازم و به سر خود شيخى كنم . كسى را كه اين همه مرتبهء عظيم ميسر شده باشد او را به پير چه احتياج ماند ؟ و چرا نتواند كه مريد پرورد ؟

--> ( 1 ) - ت : + جل‌جلاله و لا إله غيره ( 2 ) - ت : - را ( 3 ) - الف ، ب : ظاهر او مىكرد ( 4 ) - ت : + سست ( 5 ) - ت : - بس ( 6 ) - ت : - آيا عمر . . . كوتاهى ( 7 ) - الف : به تعليم ظاهرى ( 8 ) - ت : آن ( 9 ) - ت : غلبه كرد